محمد رضا واليزاده معجزى
73
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
زان كه به بالا اگر گرايى گردد * بر تو همه رازهاى دهر هويدا هست بيانت و ليك باشى خاموش * نيست زبانت و ليك هستى گويا پوشى اگر دلق ازو تو راست ستبرق * نوشى اگر زهر ازو تو راست گوارا ذره نيى ليك ذره وارت خورشيد * قطره نيى ليك قطره سانت دريا ليك چه حاصل چو مى نباشدت از جهل * ديده بينا و قدر و همت و الا نام همى از وفا نيوشى و از عدل * عدل وفا خود كجا و مردم دنيا عدل و وفا يا بى ار وجود ز سيمرغ * عدل و صفا بينى ار ظهور ز عتقا نه ازو اهل كوى پيش ابله و پيران * در مى و مطرب به نزد جاهل و يرنا تا نشود طبعشان خود از تو گريزان * تا بشود شان نهاد با تو شكيبا دربر گيرند شام كودك مه روى * بر كف بنهند جام باده حمرا از على و آل او بخواه تنعم * به على و آل او بجوى تولا * * * سجع مهر فرهاد ميرزا چنين بوده است : « فرهاد گوهريست ز درياى خسروى »